الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

146

الغدير ( فارسى )

را از در مىرانند . - تا اينكه بخت و اقبالش را در بارگاه شما يافت و رنج گذشته را با شادى سال نو از ياد برد . - مىگريم بر آن گروهى كه فضل و دانششان در نظر مردم جرم و گناه است و اينك همان فضل و دانش را به درگاهت شفيع آورده‌اند . - با اطمينان خاطر از كوشش مداوم و خستگى و خوارى بر كنار شدند و كفيل حوايج آنان تويى . - بعد از آنكه هلاكت راه را بر تو بست ، آواز ساربان هم راه بر آنان بست كه در گمان شرفيابى و كامورى نباشند . - گروهى پس از گروه دگر كه اگر بر فراز سمند نشينى ، در گردت حلقه زنند و چشمها را خيره سازند و اگر خشمناك شوى ، چون سپاهى چيره باشند . - مگر با مشت استخوان دشمن را در هم شكنند و در سايهء نيزه چون سر نيزهء آهنين باشند . - اگر دشمن خونخوارت همانند تيراندازان ماهر « ثعل » باشند ، يك نفر از آنان باقى نماند . - درنگ و شكيبايىات را منكر و عجيب شمردند ، ولى اين مرگ بود كه پيش مىتاخت و تو با توانى به دفاع برخاستى . - آشنايان دور از يارىات دريغ كردند و نزديكان ترا تنها گذاشتند كه صياد تو چه خواهد كرد ؟ - مرگ بر تو درآمد از آن درى كه هيچ مانع و دافعى نداشت ، جز فشار انبوهى كه به خدمت مىآمدند . - خوشحال و خرم بودند كه به دستبوس تو آمدند ، و هيچ كدامشان متحمل نشده او را از در نراند . - خوان كرمت مانع نگشت ، بذل و نوالت به حمايت برنخاست و نه عطا و بخشش به كفايت و دفاع .